السيد الخميني

712

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

مناسب اين اوراق است در اين مقام آن است كه در سابق اشاره به آن شد « 1 » كه آنچه از سنخ كمال و جمال و خيريّت است از اصل حقيقت وجود خارج نيست ، زيرا كه جز آن براى چيز ديگر تحققى نيست ؛ و معلوم است مقابل حقيقت وجودْ عدم يا ماهيت است ، كه هيچ‌يك به حسب ذات و خودى خود چيزى نيستند و بهايى ندارند و بطلان صرف يا اعتبار صرف‌اند ، و تا متنور به نور وجود و ظاهر به ظهور آن نشوند اصلًا ثبوتى براى آنها نيست - نه ثبوت در ذات ، و نه در صفات و آثار ؛ و آن گاه كه ظلّ وجود بر سر آنها سايه افكند و دست رحمت واسعه به روى آنها كشيده شده ، هر يك داراى ظهورى و خاصيت و آثارى شوند ؛ پس ، كليهء كمالات از پرتو جمال جميل على الاطلاق است و تجلى نور مقدس كامل مطلق است ، و ديگر موجودات را از خود چيزى نيست و فقر محض و لاشىء مطلق‌اند ؛ پس ، كليهء كمالات از اوست و به او راجع است . و نيز در محل خود مقرر شده كه آنچه از ذات مقدس صادر است ، اصل حاقّ وجود و صرف متن هستى است بدون آن‌كه محدود به حدود عدميه و ماهويه باشد ، زيرا كه عدم و ماهيتْ غير صادر ، و محدوديت در فيض از محدوديت مُفيض خواهد بود ؛ و هر كس كه كيفيت افاضه و فيض را به‌طورى كه اهل معرفت بيان نمودند بداند ، خواهد تصديق كرد كه در فيض بارى به هيچ وجه تحديد و تقييد تصور نخواهد شد ؛ پس چنانچه ذات مقدس را تنزيه از نقص و امكان و محدوديت بايد نمود ، فيض مقدس او را نيز از كليهء حدودات امكانيه و امكانات راجعه به ماهيات و تقييدات راجعه به حدود و نقايص تنزيه و تقديس بايد نمود ؛ پس فيض او كه ظلّ جميل مطلق است جميل مطلق و جمال تامّ و كمال تامّ است ؛ فَهُوَ جَميلٌ في ذاتهِ و صفاتِه و أفعالِه ؛ و جز اصل وجود متعلق جعل و ايجاد نخواهد بود « 2 » . و نيز در محل خود مبرهن است كه جميع اين شرور و اخترام و هلاك و امراض و حوادث غريبهء مهلكه و موذيات و جز آنها ، كه در اين عالم طبيعت و تنگناى هاويهء مُظلمه

--> ( 1 ) - ر . ك : صفحهء 81 و 611 - 612 . ( 2 ) - الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 38 و 396 ؛ المشاعر ، ص 9 ؛ شرح المنظومة ، ج 2 ، ص 64 .